الشيخ الأميني ( مترجم : جمعي از مترجمين )
306
الغدير ( فارسي )
آن درياى خروشان سپاهى توجهش را جلب نكرد ؟ يا فرمايشات پيامبر ( ص ) را نمىتوانست ببيند كه در فضيلت روز جمعه و ساعتهايش و كارهاى مستحبى آن شرف صدور يافته بود و اين را كه حضرتش جمعه را عيدى كه مايهء امتياز و تمايز امت اسلامى از ديگر اقوام است شمرده و پس از وى مسلمانان چنين كرده بودند ، و پسر هندى جگر خوار نمىتوانست بر تن هموار سازد كه يكى از سنتهاى پيامبر ( ص ) همچنان رايج و برقرار باشد و او تباهش نساخته و لگد مالش ننموده باشد ، و در نتيجه از سر نافرمانى و بدخواهى بر آنشد كه سنت نماز جمعه را بگرداند و تغيير دهد ، و او بسيار خلافكارى كرد و در تباهى دين و شريعت تلاش ورزيده و مسلمانان را به فساد كشانده است ؟ ! شايد هم روز چهار شنبه را از آنجهت برگزيده كه حديث از پيامبر ( ص ) آمده كه سنگينترين روزها است و روزى نحس و دراز ( 1 ) ، و خواسته با خواندن نماز جمعه در آن از نحسى و سنگينىاش بكاهد ، و ندانسته كه كارش تغيير سنت تغيير ناپذير الهى است و جمعه سرور روزها است و بهترين روزى كه خورشيد بر آن رخساره نموده است . ( 2 ) با ديدن اين بدعت و امثالش ديگر از اين كه بگويند نماز جمعه از وقتش به - بعد از ظهر تاخير انداخته است ( 3 ) چندان تعجبى به ما دست نخواهد داد . در حالى كه در شريعت اسلام هنگام نماز جمعه ، « زوال » است زوال خورشيد و نه ديگر وقت ، و نماز جمعه بجاى نماز ظهر است و وقتش درست همان وقت نماز ظهر ، و اين سنت ثابت و مسلم پيامبر ( ص ) بوده است . مثلا سلمة بن اكوع مىگويد : « هنگام زوال خورشيد بگرد پيامبر ( ص ) جمع مىشديم ( براى نماز ) و پس از فراغت بدنبال سايه مىگشتيم . » ( 4 ) هم سلمه مىگويد : « ما در حالى با پيامبر ( ص ) نماز جمعه مىخوانديم كه ديوار سايه اى نداشت كه زيرش بنشينند » ( 5 ) . از جابر بن عبد اللَّه انصارى مىپرسند :
--> ( 1 ) - رك : ثمار القلوب 521 و 522 . ( 2 ) - حاكم و ترمذى و نسائى و ابو داود ثبتش كردهاند . ( 3 ) - رك : فتح البارى 2 / 309 + نيل الاوطار 3 / 319 و 320 . ( 4 ) - صحيح مسلم + سنن بيهقى 3 / 190 + نصب الراية 2 / 195 . ( 5 ) - صحيح مسلم 3 / 9 + سنن بيهقى 3 / 191 .